تو این فکر بودم که به عنوان آخرین پست چی بنویسم.یه چیزایی هم دیروز پریروز نوشته بودم اما امروز با دیدن و خوندن مطلبی تصمیمم عوض شد و نوشته ام را یکباره عوض کردم!
دیدم احمد جنتی سال 88 را سال فتح الفتوح خوانده و از آن به نیکی یاد می کند و آن را باعث فخر خود و همفکرانش می داند.خوب که فکر کردم دیدم پبیراه نمی گوید!واقعاً انجام دادن این همه کارافتخار کردن هم دارد!دزدیدن رای 23 میلیون انسان،کار چندان آسانی نبود اما توانستند.بازی با احساسات و شعور و آگاهی یک ملت کار هر کسی نبود که دیدم توانستند!کشتن انسان بیگناه تنها به جرم پرسیدن یک سوال هم کار ساده ای نبود اما آنها به راحتی آب خوردن توانستند انجام دهند!ریختن خون نا به حق در ماه محرم خدا دیگر از ان کارهایی بود که واقعاً باید ایشان به عنوان فتح الفتوح از ان یاد کنند!اعراب جاهلیت تنها به همین قانون پایبند مانده بودند وهستند(البته بعضی وقت ها هم نبودند!!می دانید که!) اما اینها حتی حرمت آنچه را که ادعا می دارند هم نگه نداشتند!به نظر شما این همه بی قیدی فتح الفتوح نیست!چرا نباید به اینها افتخار کنند!شکنجه و تجاوز در زندانها فتح الفتوح نیست!؟نازل کردن درجه و شان مرجعیت از تحریم نتباکو که حتی حرمسرای شاه شاهان را به مبارزه طلبید تا تبدیل شدن آن به لیدر برای شعار دادن علیه این و آن و امروز هم تحریم یک سنت کهن ملی ،به نظر شما کار هر کسی بود؟!باید هم به اینها افتخار کنید!وجالب اینجاست که در نهایت هم در رسانه میلی تان تشکر می کنید بابت این کمتر برپا کردن این جشن حرام!!! همه چیز را به مسخره گرفتید!دین و اعتقادات پاک یک ملت را،احساسات و شعور مردم یک سرزمین را ،باید هم به این کارتان افتخار کنید! فتح الفتوحی بس بزرگ نصیبتان شده است!اما کاش حد اقل خود می دانستید به کجا می روید با این فتحی که امسال کسب کرده اید!
ما که می دانیم و تکلیفمان بس روشن است و به آن سخت پایبند هستیم و خواهیم ماند.سال 89 را سال صبر و استقامت نامیدیم تا هر روز آن را،با خود تکرار کنیم و به هم یادآور شویم که امسال را سبزتر از هر سال دیگر آغاز کرده ایم.امسال با کمال افتخار نام این سال را بر بلندای تقویم خود یادداشت خواهیم کرد تا با نگاه هر روزه مان به آن لبخند را به خود و دوستان سبز اندیشمان هدیه دهیم که راه ادامه دارد. و می گوییم به مادر کیانوش آسا، کسی که هنوز هم رفتنش باورم نمی شود و آن روز سنگین و ساکت که عکسش را در دانشکده دیدم!به مادر ندا،به مادر سهراب،رامین،ترانه وده ها عزیز دیگر که حتی نتوانستند نام عزیزشان را فاش کنند که ما همچنان مقاوم و صبور و به دور از دروغ افکنی و فرافکنی خشونت ورزان بر خواسته های به حق و مسالمت آمیز خود همچنان اصرار می ورزیم و هنوز هم بنای اصلاح داریم مگر اینکه… .
وآن هنگام که ما در کنار سفره هفت سین نشسته ایم ،سال نو تحویل می شود دردل خود با خود و شهیدانمان عهد می بندیم که نخواهیم گذاشت خون پاکشان پایمال شود.و خواهیم گفت ما شما را از یاد نبرده ایم و از یاد نخواهیم برد و برای رسیدن به هدفی که خواب و آرامش را از مستبدان ربوده است ،پایبند خواهیم ماند.و می گوییم تا زمانیکه منش رضاخانی در این سرزمین حاکم باشد،تا زمانیکه فریادآزادیخواهی ما با گلوله ،زندان و شکنجه پاسخ داده شود، تا زمانیکه محمد نوریزاد ها در زندان اند،تا آزادی،تا زمانیکه فرهنگ احترام به حقوق همگان حتی مخالف محترم شمرده نشود استوار خواهیم ماند که امروز با تجربه ای از انقلاب 30سال پیش،مشروطه خواهی و… که 100 سال تاریخ این سرزمین را تشکیل می دهد با خود به همراه داریم و نه تنها امسال که تا روزی که هرکس در آن جایگاهی که شایستگی آن را دارد قرار گیرد،سبز خواهیم ماند.
