نیرنگی دیگر ؟؟!!

نمی فهمم،نمی فهمم،نمی فهمم!هرچی فکر می کنم،هر کاری می کنم دلیل پخش فیلم کوی را از بی بی سی نمی فهمم!از دیروز تا حالا که این فیلم را دیدم تا حالا بیش از 1000 بار با خودم کلنجار رفتم که دلیل پخش این فیلم چی بوده !سر در نمی آورم!اصلاً این فیلم چگونه به دست اینها رسیده!نمی دانم ولی بد جوری احساس می کنم  در یک نقشه از پیش تعیین شده افتادم! یا افتادیم! چه فرقی می کند من هم یکی مثل همه! نمی دانم!شاید بدبینی محسوب شود!! اما واقعاً نمی توانم بپذیرم که این فیلم توسط یک نیروی به اصطلاح ریزشی از طرف مقابل به دست بی بی سی رسیده یا این شبکه خبری آنقدر قوی و خبرنگارای حرفه ای  دارد که توانستند حالا به هر طریقی از یک رابط،جاسوس چه می دانم یک همکار و دوست سابق گیر بیاورند!!!

اگر هم بگویم این نقشه از طرف ایران کنترل می شود و اینها از روی قصد این فیلم را حالا غیر مستقیم به دست یک چنین شبکه ای دادند که بدتر!هیچ دلیل منطفی را نمی بینم!یا بهتراست بگویم به مغزم خطور نمی کند؛ جز یک نقشه کثیف و یک خواب دیگر که برای این ملت دیدند!!آنقدر  در این 8ماهه نقشه های جور واجور از این دوستان دیدیم که دیگر از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسیم .در هر حال من در این شک ندارم که پخش این تصاویر بر مبنای نقشه است! حالا هدف یا تحریک احساسات و عصبانی کردن قسمتی از سبز ها پس از روز 22بهمن بوده که تصمیم بر آن گرفته بودند کمی منطقی تر و بر مبنای عقل گام بردارند ،جریحه دارکردن احساسات دانشجویان و بچه ها در روزهایی قبل از مناسبت پیش رو که عده ای بنا داشتند حضور داشته باشند و  آنگونه که از حال و هوای فضای مجازی استشمام می شد اکثراً مخالف بودند و بنای این کار را نداشتند! به نظر من دستی عمدی برای رادیکال کردن،احساسی کردن فضا در کار است !انگار اوضاع آرام چندان باب میل نیست ،خیلی راحت نمی توانند کارهایشان را انجام بدهند! قدم ها و کارهای عاقلانه و بر مبنای منطق ،روندی که جنبش در حال بررسی  و حرکت در آن را داشت به مذاق آقایون خوش نمی آید!فکر کنم داریم راه را درست می رویم و این کارها برای از کوره در بردن سبز هاست!! یک چیز دیگر هم می تواند باشد! که هم متناقض است و هم گیج کننده تر!رفتن اتها م ها و نشانه رفتن آنها به سمت یک نفر و خراب کردن بیش از پیش وجهه آن!چهره ای که از بعد از 30 خرداد برای ما کاملاً رنگ باخت .اینکه تقصیری متوجه این فرد نباشد ،منظور نیست ،چرا که هرکس چوب کارهای خودش را می خورد  و مبری دانستن ایشان از این قضایا ،کاملاً نابخردانه است  ودر آن هیچ شکی نیست.اما در این برهه از زمان به نظر می رسد با این کار،سودش به کسان دیگری می رسد!اما اینکه چه سود و چه منافعی را دنبال می کند ،خدا عالم است!

در هر حال نمی خواهم دیگر این قضیه را کش بدهم ،به خصوص اینکه به دوستی قول دادم خلاصه تر بنویسم. حرف آخر اینکه درست است که با لحظه لحظه آن فیلم ناراحت شدیم و شاید یکی مثل من اشک ریخت،عصبانی شدیم و نمی دانم خوشحال از انتشار این فیلم به سبب بیشتر بردن آبروی نداشته نیروهای امنیتی و ناراحت از دیدن آن فیلم؛اما همه چیز به ان سادگی که فکر می کنیم نیست!بهتر است حواسمان را بیشتر جمع کنیم و با صبر و تدبیر بیشتری تصمیم بگیریم!با هرآنچه بهمان نشان دادند و گفتند ، نه سریع احساساتی شویم و نه تصمیم بگیریم!من به شخصه عمدی در کار می بینم ! که از عقل گرا شدن این جنبش در هراس اند!و سعی دوباره بر احساسی کردن فضا دارند….نمی دانم شاید هم این چنین نباشد….من که گیج گیج شدم!!!اما از هر چیزی مطمئن نباشم ،این را مطمئن هستم که پخش این فیلم بخشی از یک نقشه است!! نیرنگی دوباره…

27 پاسخ برای این نوشته.

  1. نوشته شده توسط زیتون در مارس 1, 2010 در 10:17 ق.ظ.

    sgمشکل امروزما فرقه خونخوارمصباحیه است که نفوذکرده وطرفدارسلطنت هستندنه جمهوری به هرنحوشده باید روشنگری کنیم وانشاالله خداکمک میکندومایعنی مردم پیروزهستیم

    پاسخ

  2. نوشته شده توسط ali در فوریه 27, 2010 در 11:57 ب.ظ.

    سلام. سفر مسئولان بی.بی.سی فارسی به ایران
    مقاله وزیر بهداشت از روی مقاله‌ی متخصصان چینی گپی برداری شده است
    حمید روحانی .اگر اعدام های سال ۶۷ تکرار نشود، فتنه اخیر ادامه خواهد داشت

    باز فیلتر شدم ولی هستم.

    پاسخ

  3. نوشته شده توسط کیوسک در فوریه 26, 2010 در 8:35 ق.ظ.

    باز هم دایی جان ناپلئون بازی و توهم توطئه،شک نکنید که نقشه ای در کار نیست.فقط بی بی سی به حرفه ی خبر رسانی اش عمل کرده.

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 26, 2010 در 8:57 ق.ظ.

      توهم توطئه،مسئله ای بوده که همیشه مورد انتقاد خودم بوده !ولی سیاست خیلی بی پدر و مادر تر از این حرفهاست کیوسک عزیز…این نظر من بود شاید توهم شاید هم حرف شما…مراد این بود که بگویم حواسمان باشد.همین.

      پاسخ

  4. نوشته شده توسط روزبه در فوریه 26, 2010 در 8:12 ق.ظ.

    … …… …………..
    اما در مورد مطالب این پست ، و نوشته های برخی دوستان باید بگم ، به طور کلی دو راه پیش روی ماست عقلانیت و عدم عقلانیت . دیشب درباره این فیلم و مطلب شما داشتم تو دنیای واقعی با چندتا دوست بحث می کردم که جالبه اونها هم معتقد بودند این فیلم توسط دولت و یا مجاری نزدیک به دولت کودتا به دست بی بی سی رسیده ! در هر صورت تعقل یا عدم تعقل ! عقل و یا عدم توان اندیشه ! اینها دو راهی هستند که پیش پای ما هستند حالا چه کاری عقلانی و چه کاری غیر عقلانی و احساسی است باشد به تعبیر هر کس و تفسیرش از عقل ! منطق و البته عملگرایی ! برخی فکر می کنند ، سیاست محلی است برای جستجوی ایده آلها ! در صورتی که اینطور نیست ، مثلا دوست می گه موسوی تو اعلامیه اش فلان مورد رو گفته که عین حرف نظامه ! پرسش من این که چی ، موسوی باید چی می گفته ؟ باید در اون مورد (هر موردی ) علیه اصول نظام حرف می زده تا دستگیر شه و مخالفان هم سرکوب بیشتر از این سیاست دنیای عمل است ، روزولت میگه در سیاست گاه ناچاریم چیزهایی بگوییم و کارهایی بکنیم که اساساً با اعتقادات و نظارت درونی ما در تنافر است و این اجتناب ناپذیر است !!!!!!!!!!!!!!!
    مرسی و خدانگهدار . …
    ….. ………… …………..

    پاسخ

  5. نوشته شده توسط روزبه در فوریه 25, 2010 در 9:02 ب.ظ.

    راستی از کامنتتون ممنونم .، مواردی رو اونجا توضیح دادم و. مواردی رو اینجا توضیح می دم سرکارخانم

    پاسخ

  6. نوشته شده توسط روزبه در فوریه 25, 2010 در 9:00 ب.ظ.

    من هنوز از دیدن اون صحنه ها ، مبهوتم . اما اینجا باید بگم که دست عمدی رو برای رادیکال تر کردن جوانان می بینیم . اما دو دسته مختلف این عمد را دارند که باید از هم تمیز داده شوند . دسته اول حاکمیت و طیف غالب درون حاکمیت است ، این طیف برای سرکوب خوراک می خواهد برای کشتن و ارعاب بهانه می خواهد که هوشیاری 22 بهمن این خوراک را به آنها نمی دهد ، لذا شک نکنید نزدیک 4 شنبه سوری انواع و اقسام تحریکات رو داریم و همه بلندگوهایشون را برای فریب افکار و اذهان به کار می گیرند . اما یک عده هم هستند پشت پرچ سبز دشنه آهنین در دست که اتفاقا بیشتر همان مخالفان انقلاب یا سرکوب شدگان گروههای چپ انقلاب اند . اینها از رسانه هایی به نام اصلاح طلب و با رنگ سبز به دنبال کینه سرخ خود می گردند ، حال اینکه بی بی سی از کجا و چطور این فیلم را کسب کرده خیلی چیزی بعیدی نیست اما باید دید چقدر روی آن مانور می کند ! من می شناسم ، می بینم و سخن می گویم با کسانی که می گویند سبز و موسوی بهانه است به موقع اش موسوی خودش باید بره سینه دیوار ! این حرفها که زده می شود باید توضیح داده شود تا حساب آن دسته که دنبال باغ شمیران یا کینه سالهای قبل اند با شما جوانان جان بر کف داخل وطن که دلمشغولی تان آزادی است جدا شود ! ما باید یاد بگیریم ببخشیم ، خارج نشین ها یاد نگرفته اند داخلی ها آموخته اند ! خارج نشین ها از سن یادگیری گذشته اند اما جوانان سبز ما نه ! ایست کرده اند در سالهای 57 67 ! درست بد بود اما تاکی ! اما بخشی از دل نگرانی شما هم به تئوری معروف توطئه و شبکه خاص بی بی سی است که بر می گردد ،به سوابق تاریخی !!! من با دو بخش سخن شما خیلی همراهم یک ) دشمن دشمن ما الزما دوست ما نیست ، و اینکه چون حاکمیت خوشش نمی آید پس راه درست است خیر این تحلیل کودکانه ای است که دیدم برخی بزرگها مثلا دارند و دوم پاراگراف آخر نوشته هایتان است ، من هم گریستم بر مظلومیت این دانشجویان و خلق ایران که در ناصیه شان است و چه می شود در حقشان ! اما باید منطق را حفظ کرد ، حسن کار اینجا است که آنها نمی دانند غافلند و ما می دانیم اگر درنگ کنیم غفلت به سراغمان می آید بنابراین ضمن ایننکه از دیدن تصاویر حمله ددمنشانه این حیوانات به شدت عصبانی هستیم اما می دانیم رادیکا لیسم و انقلابی گری مثل 1357 محکوم به شکست محتوم است ! ( خیلی خوب بود ، پیشنهاد می کنم نظرحامد که متضاد شماست را در آینده سبز بخوانید ) ضمن اینکه در بلاگ دوستی که اسمش سایه تاریکی است من جواب دوستی که جوابی بر شما داده بودند دادمد . بازهم ، باید بروم و حرفم نا تمام می ماند . در نتیجه بازم بر می گردم . سبز باشید ، شبز شفاف

    پاسخ

  7. نوشته شده توسط حامد در فوریه 25, 2010 در 5:15 ب.ظ.

    زهرا خانم عزيز سلام.در عالم سياست هميشه بايد بعد از هر حادثه يه عده افراد سوخته و قديمي قرباني بشند.در اين فيلم دلخراش بارها اسم رجب زاده ملعون شنيده ميشه و بايد منتظر يه سعيد امامي ديگه باشيم البته نوبت به رادان و حتي خوداحمدي نژاد هم خواهد رسيد. آسياب به نوبت
    http://ayandenews.blogsky.com

    پاسخ

  8. نوشته شده توسط ناصر در فوریه 25, 2010 در 11:13 ق.ظ.

    این چه حرفیه زری جان…شما خانم ها استادترین …البته تو اشپزخونه/با خنده/…شوخی کردم…چشم حتما خواهم نوشت…اینجا لبنان همه به خاتمی میگن داماد لبنان…به خاطر اینه که همسرخاتمی خواهرزاده امام موسی صدره..وایشون هم محبوبیتش تو لبنان الله اعلمه….حتما براتون خواهم نوشت…

    پاسخ

  9. نوشته شده توسط ناصر در فوریه 25, 2010 در 10:16 ق.ظ.

    سلام زهرا جان..ا احساس خوبت نسبت به پست هایم ممنونم….امیدوارم با نوشتن مطالبی زیبا دلتنگی هایمان برای فردایی سبز کمترکنیم…شما هم سبز باشین…29 ساله استاد دانشگاه ملی بیروت..مجرد واز خانواده 6 شهید سرافراز دفاع مقدس با آرمانهای آزادیخواهی..در محوریت اسلام ناب محمدی..با مشی اصلاحطلبی…وبازگشت به اصول وارزشهایی که در انقلاب 57 در شعار استقلال ..آزادی..جمهوری اسلامی…..بازهم بیاین…راهنمایی ام کنین…سپاسگزارم…

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 25, 2010 در 10:56 ق.ظ.

      چوبکاری می فرمایید ما رو جناب استاد.والا رشته من فنی ه نمی دونم نظراتم به درد یک استاد می خوره یا نه اما فکر ما ها که ایرانیم بیشتر خوشحال می شیم از نظرات صاحبنظران و شهروندان آنجا نسبت به این حرکت سبز بدونیم…اگر تونستید یک سری از پست هاتون را در این رابطه بگذارید…برای ما شاید امیدوارکننده یا راهگشا باشه.

      پاسخ

  10. نوشته شده توسط مهاجر در فوریه 25, 2010 در 9:50 ق.ظ.

    راستی! کتابی رو که معرفی کرده بودی رفتم از کتابخونه گرفتم
    ببین چه خواننده حرف گوش کنی داری
    :دی

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 25, 2010 در 10:52 ق.ظ.

      دوست عزیز خوشحالم که به پیشنهاد یک دوست احترام گذاشتی….خیلی خوشحال شدم.فکر می کنم خیلی اهل کتابخانه رفتن و خواندن هستی…دنبال یک کتاب می گردم!»استبداد در ایران»،نوشته قاضی مرادی…اگر احیاناً طرفهای انقلاب رفتی و دیدی کتابفروشی ای داره به من می گی…بهش احتیاج دارم اما پیدا نکردم…تا جایی که به خاطر دارم اهل تهرانی دیگه؟

      پاسخ

  11. نوشته شده توسط مهاجر در فوریه 25, 2010 در 9:47 ق.ظ.

    امیرحسین جان کار کار ایرانی های انگلیسی شده است
    :دی
    به نظر من که خودشون پخش کردن تا بگن ما اینیم و توان انجام همچین کارهایی رو داریم
    البته! ساده لوحانه است که فکر کنیم بی بی سی فارسی یا وی او ای مثلا خیلی دلش برای ما سوخته
    اونا دنبال اینن که با پخش خبر هم بیننده جذب کنند و هم موقعیت خودشون رو مستحکم کنند

    پاسخ

  12. کار کار انگلیسی هاست!

    پاسخ

  13. نوشته شده توسط سیاهی در فوریه 24, 2010 در 7:45 ب.ظ.

    سرکار خانوم از توصیه های پزشکی شما بسیار ممنونم.درباب نسخه فکر کردن باید بگم بنده 3 سال فکر کردم بدون اینکه کتابی بخوانم.
    به هر حال انتظار پاسخ بهتری از جانب شما را داشتم .حتما فکر کردید بنده قصد دارم افکار معصومانه شما را نسبت به موسوی بهم بریزم نه بنده قصد دارم قید و بند های فکری انسانها را باز کنم تا آزاد تر بیندیشند.اما درباب علاقه مند بودن من به بحث- شما سومین نفری هستید که در طول عمرم باحاش بحث کردم و تا قبل از این هیچ شخصی رو شایسته بحث کردن نمی دونستم.اما از این به بعد شما هم به آنها پیوستید زیرا آزاد نمی اندیشید و ترسی که از به هم ریختگی افکارتان دارید این قضیه را سبب شده. قصد داشتم شما را از اساس شکل گیری این نظام و پشت پرده های انقلاب آشنا کنم که مثل اینکه شما تمایل نشان ندادید.در سبزه زار جنبش سبز خوش باشید با همبازی های خودتان والیبال بازی کنید اگر هم خواستید فوتبال و….
    پس برای همیشه خداحافظ با اصلاح گری خودتان خوش باشید(شما کجا اصلاح میکردید وقتی بنده از باب فکر کردن های مداوم چه بسا به بیماری اعصاب دچار گشتم و شب های پیاپی بی خوابی کشیدم این حرفتون خیلی برام گرون آمد.)
    خداحافظ

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 24, 2010 در 8:25 ب.ظ.

      حدس می زدم ناراحت بشین…شاید حق با شما باشه و آزاداندیش نباشم…شاید چون یادنگرفتم.یاد نگرفتیم بحث کردن را !چه من که به قول شما شاید اهلش نیستم و بهتره برم فوتبال چه همچون شمایی که درصدد آگاه کردن همچون منی هستید و صبور نیستید…
      ولی من باز به شما سر می زنم و سعی می کنم آگاه شم.
      سربلند و پیروز باشی دوست عصبانی من.

      پاسخ

  14. نوشته شده توسط روزبه در فوریه 24, 2010 در 3:57 ب.ظ.

    سلام دوباره ! سوتی دادم داشتم کامنت می ذاشتم براتون همزمان با یک نفر از دوستان که در تبریز آنلاین بودم هم صحبت می کردم ، اولش یک چیزی نوشتم طرحم رو گفتم و رفتم اومدم دوباره سلام کردم و ………. عجب سوتی بدی دادم ببخشید الان دیدم .

    پاسخ

  15. نوشته شده توسط سیاهی در فوریه 24, 2010 در 1:03 ب.ظ.

    از کامنت پایینی نه از کامنت پایینی تر شروع کنید.!!!!!!

    پاسخ

  16. نوشته شده توسط سیاهی در فوریه 24, 2010 در 1:02 ب.ظ.

    از مهندس موسوی پرسیدیم شما می فرمایید که اگر همه اصول قانون اساسی بصورت متوازن نگریسته و عمل شود، بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود.آیا احساس نمی کنید که قرائت از برخی از اصول قانون اساسی آنقدر فربه هستند که اصول دیگر را به خودی خود کم رنگ می کنند؛ بطوری که مفسران و مجریان آن اصول را خیلی مورد توجه قرار می دهند و متوجه اصول مهم دیگر نمی شوند؟ همین امر باعث شده است که برخی از لزوم بازنگری در قانون اساسی سخن به میان آورند.وی پاسخ داد :مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراث های ما بر می گردد.رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد ولی رویه هایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوب های خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نمی آورد. نمونه اش چند کشور اروپایی که اگر نگاه بکنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست.
    «گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی جماران با مهندس میر حسین موسوی»
    نه نشد آقای موسوی شما میختان را بد جایی کوبیدید و تازه محکم هم نکوبیدید.بنده که اعتقاد دارم به قانون اساسی تا حدود خیلی خوبی عمل میشود.در قانون اساسی که البته زیاد دقیق نخواندم حفظ نظام از اولویت اصلی برخوردار است و توسط سپاه پاسداران.به خصوص در مقدمه طولانی آن به خوبی دو رکن جمهوریت و اسلامیت را مد نظر قرار داده.به نظر بنده مذهب و دین قابلیت تازگی دارد و همواره مذهب در برابر مذهب قرار می گیرد و اینجاست که مشکلات شروع میشود.ایده ها به نظام ها بدل می شوند.راستی کتاب شریعتی به اسم تشیع علوی و تشیع صفوی را مطالعه بفرمایید همه اش را نه زیرا چرندیات زیاد دارد اون قسمتی که در رابطه با تبدیل ایده های نو به نظام ها صحبت کرده مهمه. اگه دلتان خواست پست بنده با عنوان ایرانی آزاد-ایرانی دموکراتیک را مطالعه بفرمایید.
    پاینده باشید.ببخشید خیلی طولانی شد.

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 24, 2010 در 5:58 ب.ظ.

      اگر منظور شما را درست فهمیده باشم،شما اصل قانون اساسی را مشکل دار می دانید!و اینکه میرحسین مبنای کار را رجوع به ان دانسته را هم میخ کوبیدن به جای محکم نمی دانید!راستش من همین الان قانون اساسی را یه نگاهی بهش انداختم!هیچ یک از اصول چنین چیزی نگفته!خودتون هم گفتید دقیق نخواندید.من با نظر میرحسین موافقم1قانون اساسی موجود،بندهایی داره که امروز مثل آب خوردن،به صورت یک امر بدیهی زیر پا گذاشته می شه و این مسئله امروزه !نفس قانون اساسی به غیر از چندین تا اصل،به نظرم در نوع خودش کامله.مشکل ما فهم و اجرا ی انه1یا همونی که میرحسین گفته!
      قبول دارم که شما مطالعاتتون وسیعه اما همانطور که قبلاً گفتم دید شما به دنیا،آدم ها افکار کاملاً متفاوت با بقیه آدم هاییه که تاحالا دیدم…شاید به خاطر زیاد خواندن و دانستنتونه!احتمالاً هم دانش و سواد من شاید که نه حتماً نمی تونه تغییری در آراءتون بده اما یک توصیه را از یک دوست بپذیرید…احساس می کنم ادم لجبازی هستید و سرتان درد می کنه برای بحث!اما به نظرم یک مدت از خواندن دست بکشید و فقط فکر کنید.
      شاید رک صحبت کره باشم شایدم اشتباه گفتم ،شما هم می توانید نپذیرید …
      پاینده باشید.

      پاسخ

  17. نوشته شده توسط سیاهی در فوریه 24, 2010 در 12:53 ب.ظ.

    درود بر شما
    در کامنت های قبلی اشاره شده بود که بیانیه موسوی را دقیق تر مطالعه کنید.(البته مربوط به من نمیشد)هر چند اعتقاد دارم مطالعات بنده بسیار دقیق است ولی باز این کار را کردم.
    موسوی میخش را در جای درست و محکم نکوبیده!!
    چون من با ذهنیت اسلام گراها زرتشتی ها مزدکی ها و مسیحی ها و کلا مذهبی ها چپ ها لیبرالها کمونیستهاو… تا حدود قابل قبولی برای خودم واقف هستم شما را به بررسی یک واقعه تاریخی مربوط به بعد از وفات محمد دعوت می کنم. شورای خلافت
    در این شورا که 6 نفر حضور داشتند علی حاضر نشد شرط سوم یکی از حاضران را که عمل به سنت دوخلیفه قبل بود بپذیرد تا خلیفه بعدی او باشد.عثمان پذیرفت و خلیفه شد.
    آیا علی نمی توانست به زبان هم که شده برای سروسامان دادن به اوضاع حکومت اسلامی هم که شده این شرط را بپذیرد و وقتی قدرت را به دست گرفت مطابق نظر خودش عمل کند.او این کار را نکرد محکم میخش را در جای درستی که فکر می کرد کوبید.
    با اینکه طولانی شد لطفا این نوشته را بخوان:(کامنت بعدی):

    پاسخ

  18. نوشته شده توسط روزبه در فوریه 24, 2010 در 12:25 ب.ظ.

    سرکار خانم ، لطف کردید و تشریف آوردید ، پیرو مطالبی که فرمودید همونجا توضیحاتی داده ام که از دوباره نویسی خود داری می کنم و فقط به این موضوع که من مرموزم اشاره می کنم ! واقعا کجای رفتار کردار یا نوشتار من مرموزه ؟ چون این گفته شما نیست خیلی ها این رو می گند تو همون پست در بخش نظرات چند نفر دیگه ای که هم گفته اند ؟ اگه میشه راهنمایی ام کنید تا ضعف هایم را پوشش دهم . این یک مطلب ، دوم اینکه دیروز داشتم وبگردی می کردم رسیدم به یک وبلاگ ! مطالبی نوشته که فکر می کنم شما بتونید رهبری یک موحی رو یا لااقل هماهنگی یک موجی رو درپاسخ به اون وبلاگ داشته باشید با توجه به مقبولیتی که متوجه شدم میان دوستانتان دارید ! فکر می کنم اینکه هر کس از زاویه دید خودش به این سئوال که حوادث و وقایع اخیر معلول چه عللی است و برای حل مشکلات موضوع چه راهکارهایی وجود دارد ! یکی دوتا پست بنویسه ! و بعد هم مثل یک زنجیره به هم پیوسته به هم بچسبانیمشان کار بدی نباشد . شما ر ا دعوت می کنم که این کار بزرگ را با همت و مقبولیت خود انجام دهید و رسا را تشریح کنید تا همه بدانند راه سبز امید ! چه جریانی است ! دوستی که میگن براندازی …
    سلام . اومدم اولا تشکر کنم که کلبه محقر ما روشن کردید ، ثانیا اونجا کاملا پاسختون رو دادم ! شما اولین نفری نیستید که به من می گید مرموز ! نمی دونم چرا مرموز به نظر می یام ، اگه بگویید کجای رفتارم ، اعتقاداتم یا نوشته هام رمز آلوده خودم را اصلاح می کنم ضمناً اون وصیت نامه تو شرایط خیلی ویژه ای نوشته شده و الان دیگه اون نوشته نخواهد شد . حقیقت اش این پست رو نخوندم ولی خوشحال شدم به روز شدید ، بخونم خدمت می رسم . آها راستی ، مشما می تونید که منشا یک حرکت جالبی بشید در وب . یک آدرس براتون می ذارم بعداً میام و نقشه ام رو می گم . ضمن اینکه این مهم نیست که کامنت بگذاریید یا نه همین قدر که لطف می کنید می آیید بر من منتی است …..ضمناً من نمی دونستم شما خانم هستید یا آقا ؟ تا وقتی آدرستون را مطابقت دادم ! شخصیت جالبی داریید ، این رو جدی می گم خواستید توضیح می دم . آدرس اون بلاگی که گفتم اینه : http://harfehtazeh.blogfa.com
    در پایان من از کار و وبلاگ شما خوشم اومد و مطالبش رو پرمحتوا دیدم به همین جهت لینکش کردم الزامی نیست که شما هم اینکار رو کردید ، فکر نمی کنم هرزنامه های من ارزش لینک شدن داشته باشه ! فعلا تا مطلب رو بخونم و راجع به اصل موضوع خدمت برسم . سبز باشید و موفق و سربلند به کوری چشم سیه نظران تاریخ و تاریخ معاصر و جاری ….. بدرود .

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در فوریه 24, 2010 در 5:26 ب.ظ.

      اول ممنون از این همه لطف.تو کامنتتون به چیزهای زیادی اشاره کردید که نمی دانم کامل می تونم بهش جواب بدم یا نه!از آخریش شروع می کنم!آقای روزبه از شما بعیده!شما که فرنگ رفتید!دیدم تو وبتون نوشته بودین گمان نمی کردم یک خانمممم!!!اینچنین با مغز بنویسه!داشتیم!؟یه جوری گفتین خانم که انگار تاحالا ندیدید!!حق دارم پس بگم مرموزید!در مورد همین مورد….مرموز بودن که عیب نیست که می خواین اصلاحش کنید!اتفاقاً همین باعث جالب شدن شما شده!البته آقای «سیاهی» هم آدم جالبیه!اما مرموز نیست!از یک جهت دیگه آدم جالبیه!فکرهامو می کنم ،اگه دلیل مرموز بودنتون را فهمیدم می گم!این را حس کردم،دلیلی ندارم فعلاً!!!
      از هماهنگی وبی و دنیای مجازی و مدیریت یک جریان نتی گفتید…راستش من همیشه دنبال یک چنین ایده ای بودم اما مشکلم امروز اینه که وقت ندارم…اگه خدا بخواد می خوام بعد از عید دفاع کنم،اوج کارهای پایان ناممه!همین که می آیم آپ می شم خیلییه!شاید بعدً همین هم نتونم تا دفاع کنم… در هر حال از این موجود اینترنتی هم نمی شه گذشت.انشا الله تا آینده نزدیک حتماً به توصیه تون گوش می دم.

      پاسخ

  19. نوشته شده توسط مژده در فوریه 24, 2010 در 10:26 ق.ظ.

    من چه سبزم امروز و تنم چه اندازه هوشیار است…

    پاسخ

  20. نوشته شده توسط امین در فوریه 24, 2010 در 9:34 ق.ظ.

    همان طور که بارها گفتم ((جانا سخن از زبان ما می گویی))

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.