آسیب شناسی جنبش دانشجویی

روز22اسفند،سالروز شهادت»محسن جهانسوزی» یک دانشجوی مبارز از دانشجویان دانشگاه تهران است.دانشجویی که به رغم عدم وجود مدرک مبنی بر ارتباط با بیگانگان( روسها)،و تنها به این دلیل که رفتارش به مذاق حاکمیت خوش نمی آمد در سال1318به اعدام محکوم شد! و چه زیبا و غرورانگیز به شهادت رسید آن هنگام که از بستن چشمانش در هنگام تیرباران سر باز زد و با فریاد «زنده باد ایران»، برگ  زرینی را در دفتر دانشجویی رقم  زد و مهر سیاهی بر پرونده دیکتاتور صفتان!(روحش شاد) .تمام انچه که می بینیم تکرار همان حکومت رضاخانی است اما اینکه چرا حاکمیت بر این گمان است که عاقبتش آن گونه نخواهد شد از آن دست معایبی است که باید به سایر نقصان های این حاکمان اضافه کرد.

جنبش دانشجویی و حاکمیت:

چندروز پیش خبری خواندم از سخنرانی رحیم صفوی مبنی بر اینکه در دانشگاه ها نیروهای وفادار به رهبری و نظام کم شده اند و باید تلاش کنیم تا از ادامه این روند جلوگیری کنیم یا سعی کنیم این جو و محیط را تغییر بدهیم.برایم خیلی جالب بود.دوستان بعد از اینکه تمامی راه ها و روزنه های هرگونه اعتراض و بروز حرف مخالف را بستند و اگر هم هنوز صدایی بود خفه کردند حالا به این نتیجه رسیدند که چرا اصلاً باید جایی داشته باشیم که چنین انسانهایی از آن بیرون بیایند و ما بعد باید کلی هزینه  انرژی برای مقابله صرف کنیم!چرا از اول راه جلوشان را نگیریم و الکی داریم کار خودمان را زیادتر می کنیم!هرچند اقداماتی از این قبیل در گذشته وجود داشت اما سخنان این چندروزه که از افراد مختلف که مستقیماً و غیرمستقیم با این نهاد در ارتباط اند می شنویم ،گویی این بار این سری اقدامات قرار است در بعدی وسیع تر و ریشه ای تر عمل شود هرچند که نمونه آن را امسال در دانشگاه خودم دیدم و فهمیدم تلاش برای رفتن به مقطع بالاتر کاری عبث در آینده می باشد.در هرحال آنچه که باعث تعجب من شده است، نادانی و کج فهمی بیش از انتظاری است که از این دوستان میبینم!آیا بالواقع گمان کرده اند با این حرکت می توانند صداهای مخالف را خفه کنند؟آیا جلوگیری از حضور این افراد در محیطی مثل دانشگاه مانع از گردهم آمدن آنها در محیط هایی دیگر می شود؟آیا اینان متوجه نمی شوند این اقدامات حرکات و اقدامات، اعتراضی دانشجویی را به فعالیت های زیرزمینی می کشاند!آخر نادانی تا چه حد؟ خاموش کردن صداها به این نحو تا چه زمانی میسر است؟آن هم در ایران با چنین جمعیت جوانی!این جمعیت دانشجویی مخالف ،در آینده ای نه چندان دور تربیت کننده نسل فردای این سرزمین اند!با یک سرانگشتی هم می توان به این نتیجه رسید که این حرکت نه تنها سودی ندارد که عاقبتی ناگوار تر را برای حاکمیت اقتدارگر را فراهم می آورد!شاید گمان برده اند تاریخ استثا قائل خواهد شد و سرنوشت اینان جدای از دیکتاتوران سابق رقم خواهد خورد؟گویی واقعاً خود دروغهای خود را باور کرده اند که تمامی این اقدامات در راه حفظ دین است و خدا هم طرف آنهاست! چه غافلند اینان که گویی نمی دانند سنت خدا تغییرناپذیر است و هر ظالمی عاقبت رفتنی است. از بعد دینی هم اگر نخواهیم اینگونه سخن برانیم،مسیر روند تاریخ مبین این روند است کما اینکه انسان امروزی به این حقیت ایمان دارد آزادی حق اوست و کسی حق ندارد او را از آنچه که حق اوست محروم بدارد و منطق زور و خشونت در تجربه بشر کنونی محکوم به شکست است.

جنبش دانشجویی و آسیب شناسی آن:

تقریباً بیش از نیمی  مبارزات و پیگیری حق در ایران از سوی کسانی مطالبه می شود که نام دانشجو را با خود به همراه دارند.مبارزه با استبداد و دیکتاتوری همیشه از اهداف دانشجویان به حساب می آمده و می آید و دانشجو به عنوان نماد مبارزه با استبداد در این دهه خصوصاً همواره در اولین رده این مبارزات سیاسی بوده است اما به نظر می رسد شاید در مقابل عوامل دیکتاتوری به اندازه ای توانسته اند ابراز وجود کنند اما به توفیق چندانی دست نیافتند و یا به عبارتی هزینه هایی که در این راه پرداخته است بیش از عایدات آن بوده است.

من به عنوان یک دانشجو و بر مبنای دانسته های اندک خودم و تجربیاتی که از دوران گذشته دیده ام  آنچه که خود تجربه کردم علت این امر را سیاسی شدن بیش از حد این فعالیت ها می دانم.فعالیتی هایی که نه به پشتوانه اندیشه و تفکر و بحث و نتیجه گیری فردی و جمعی به آن رسیده باشند ،که بیشتر آلوده و بر مبنای خواست سیاسی یک جناح است.فرقی نمی کند.10سال پیش،2خرداد 77،دانشگاه تهران و آن استقبال گرم و پرشور از سخنرانی خاتمی،پایان دوره همراه با شعار علیه او ، به نظر شما چنین عملکردی نشان دهنده یک رفتار منطقی است؟درست است که عکس العمل دانشجویان به دلیل عملکرد ضعیف  خاتمی در برهه ای از زمان بود،اما به نظر من هر دو برخورد از دانشجویان برگرفته از احساسی بود که نه آن هنگام که برایش دست و هورا می زدند و نه آن هنگام که او را خائن می نامیدند بر گرفته از منطق بود و اینها همه به این دلیل است که دانشجو به جای اینکه به عنوان یک منتقد آگاه و آزاداندیش رفتار کند همواره خواسته و ناخواسته به ساز این و آن بوده است.این سخن من به معنای آن نیست که دانشجو طرف هیچ  حزبی نباشد و مقاصد مطلوب خود را در جناحی دنبال نکند اما اگر بخواهد امروز هم به همین روند ادامه دهد راه را اشتباه رفته است.به نظر من امروزه جنبش دانشجویی و حرکت اعتراضی آن باید متفاوت از حرکتهای اعتراضی مردم کوچه و خیابان  و یا دیگر صنوف مثل کارگری باشد. امروز ، دانشجو باید به این بیندیشد که چه اندیشه ای برایش مهم است،در قید و بند افراد نباشد،وفکر کردن و آگاه کردن خود از آنچه که به دنبال آن است و دغدغه آن را دارد را به عنوان اصلی ترینبخش در پیگیری خواسته های خود بداند؛ و باید دیگر به این نتیجه رسیده باشد که تنها در تظاهرات های دانشگاهی اتفاقی نمی افتد.حرکت دانشجویی ما باید به سمتی برود که شناسنامه افکار آنها به عنوان مبنایی برای دیگر اقشار جامعه باشد.دانشجو جماعت اگر می گوید من «دموکراسی» می خواهم،حکومت «سکولار» می خواهم و یا لیبرال ،بداند چرا و بر چه مینایی.به نظر من ،که بر این اعتقادم رنج سنی من و همفکرانم در دانشگاه و یا در جامعه به نسبت جمعیت بالایی است، در این مدت بیست و چند سال تمام حقایق به ما گفته نشده و یا به عبارت بهتر نظام آموزشی آنچه را که مطلوب می دانسته در گوشمان فرو برده،اما اکنون که بیدار شده ایم  و شاید دوستانی زودتر،وظیفه ای بر دوشمان است که اگر گمان می کنیم و بر آن ایم که در قالب دانشجو بودن اعتراض خود را بیان کنیم،باید سبک اعمال و اندیشیدنمان را تغییر دهیم.در پی تحلیل و بررسی باشییم،به پشتوانه اندیشه گام برداریم نه فقط بر مبنای چهار خواسته سیاسی ،شعار و تظاهرات که در هر دوران به رنگی در می آید!باید به گونه ای مقاصد خود را دنبال کنیم و اعتراضمان را بیان کنیم،که سبک اعتراض دانشجویی شناخته شده باشد به آگاهی و اندیشه،که دیگر اقشار بر این جنبش و بر این دانشجو استناد کنند.

به نظر من اگر می خواهیم این حرکت های دانشجویی که امروزه بالاترین هزینه ها را پرداخته است،به ثمر بنشیند راهی جز اقدام بر مینای اندیشه و به پشتوانه آن نیست و این کار هم کار سختی نیست! اگر هرکدام از ما،تک تک و هرکس به نوبه خود بداند و بفهمد آنچه را که می خواهد و با تفکر و اندیشه به ان رسیده باشد، در اثر ارتباطات این فرهنگ غالب دانشجویی شودآنگاه هرکس خود این گونه نبوده از بی آگاهی و بی خردی  خود خجالت کشیده و سعی بر آن می برد تا از قافله خرد عقب نیفتد؛ آن وقت است که با رفتن و تمام شدن دوران دانشجویی در هر دوره شاهد کم و زیاد شدن فعالیت ها نمی شویم چرا که دیگر اندیشه ها ماندگار شده اند و نه افراد! آن وقت تفکر و افکار است که توسط افراد پی گرفته می شود نه افراد !هنگامی که اندیشه ملاک شود و بر مینای آن اقدام شود هم مقابله با آن سخت می شود و هم از بین بردن و ساکت کردن و خفه کردن آن.

بیاییم کمی بیشتر به این نکته توجه کنیم و سعی مان بیشتر بر این باشد که تصمیمات و اقداماتمان بیشتر بر پشتوانه ای استوار باشد نه رها و فارغ  از هر گونه مبنا و اندیشه ای.

20 پاسخ برای این نوشته.

  1. نوشته شده توسط زیتون در آوریل 8, 2010 در 5:08 ب.ظ.

    نخوداب
    تغذیه درمانی سرگیجه وبیماری های مقعد
    » مردی که انگشت درآورد(کشف پروتئین خون لختگی وسکته /کلیک کنید)
    » عشق درلک لک ها
    » میرحسین موسوی:
    » افشای دروغ های فرقه ضاله مصباحیه توسط سیدبن روح الله
    » امام صادق:به کسی که دوستش داری بگو دوستت دارم
    » رازگریه مامان ها
    » امام معصوم اول :جاذب هرجنس راهم جنس دان
    » طبع صفراوی
    » تاکید آیت الله مظاهری بر ضرورت حفظ حرمت بیت امام

    پاسخ

  2. نوشته شده توسط reza در مارس 19, 2010 در 7:47 ب.ظ.

    سلام عيد برشما دوست وبلاگ نويس مبارک سال خوبي داشته باشيد. برايتان بهترين روزها را آرزو مي کنم.

    به اميد آزادي همه زنداني در اين ايام زيبا

    پاسخ

  3. نوشته شده توسط رزوبه در مارس 17, 2010 در 6:57 ب.ظ.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی … امیدوارم خوب و سلامت باشید . مطلبتان را خوانده بودم و قصد داشتم که درباره اش نظرات موافق و مخالفم را بدهم که متاسفانه حادثه ای تلخ برایم پیش آمد که امروز پس از چند روز توانستم بیام و در نت کاری کنم . گفتم قبل از هر کاری خدمت دوستان خوبم پیشاپیش سال نو را تبریک گفته و برای شما و خانواده گرامی تان سلامتی و توففیق را آرزو می کنم … سالی که امیدوارم مردم ایران دیدار آزادی را در پیش داشته باشند ! باری ، علت تاخیر در همه چیز را در پست آخرم نوشته ام که امیدوارم عذرموجهی باشد و تنها در مورد شما که نه در مورد همه دوستان این تاخیر در حضور بود که امیدوارم به بزرگی خود و کوچکی من ببخشید …. بدرود و خدا نگهدار.

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:10 ق.ظ.

      پست آخرت را خوندم روزبه عزیز.همین که وقت گذاشتی و امدی اینجا ممنون.برای دوسستتان طلب آرامش دارم.امیدوارم سال نو را سبز تر از هر سال دیگه در کنار هم به پایان برسانیم.

      پاسخ

  4. نوشته شده توسط سیامک در مارس 17, 2010 در 4:48 ب.ظ.

    دوست عزیزم فیلترشدم لطفا لینکم رو تصحیح کن
    http://naslesiah3.blogspot.com/
    بروزم

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:14 ق.ظ.

      اصلاح شدی سیامک عزیز.فکر کنم اسم وب شما هم رفته تو لیست سیاه که یک روز در میان فیلتر می شی ها!!خسته نباشی دلاور سبز

      پاسخ

  5. نوشته شده توسط sajad در مارس 16, 2010 در 8:13 ب.ظ.

    salam
    man doost farshad noroozi ( azadandish) hastam.
    didgah khoob vali koli ra matrah kardid.
    che khoob bood ke dar mored khaseiat peratik jonbesh daneshjooie va asib shanasi an bishtar mineveshtid.
    andishe bela shak emrooz halghe gomshode daneshjooie mast.

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:15 ق.ظ.

      فرشاد از شما زیاد تعریف می کنه.ممنون که بهم سر زدید.حتماً توصیه تون را در موقع مقتضی عمل خواهم کرد.باز هم سپاس.

      پاسخ

  6. با سلام خدمت دوست عزیزم خیلی خوشحالم که مجددا دست به قلم شدید و از دغدغه هایتان با مخاطبانتان سخن می گویید.. این بار از جنبش دانشجویی گفته اید و ان را به نقد کشیده اید. نگاه و دغدغه شما را به جا می دانم اما من هم گمان می کنم که ذات و سرشت حرکات دانشجویی همین شناور بودن ان بر روی باورها و احساسات پاک این جوانان حق طلب است. این که انتظار داشته باشیم که جنبش دانشجویی که اکثریت انان را جوانان تشکیل می دهند بر روی قواعد کاملا منطقی و عقلانی حرکت کنند انتظار به جا اما فراتر از حد انان است. به هر حال ویزگی این دوران سرکشی ها و فوران احساسات است باید به جوان اجازه داد که با ازمون و خطا و در گذر زمان و رخدادها خود به پوچی یا درستی افکارش پی ببرد. این که در ابتدا نگاه سیاه و ساده لوحانه حاکمیت را در مورد دانشجویان ذکر کردید خود نشان از سطحی نگری این افراد نسبت به جنبش های دانشجویی دارد که گمان می کنند می توانند با یک دستوریا توبیخ یا تعلیق و حتی اخراج این طرز فکر را از ادامه حیات بازدارند یا به ان جهت بدهند.به هرحال این نگاه شما به جنبش دانشجویی علیرغم ایده الی نگریستن شایسته تقدیر است.
    با تبریک پیشاپیش سال 89 سال صبر و استقامت جنبش سبز ایران با اخرین یادداشت سال 88 که مروری است دگرگونه به وقایع این سال در خدمت شما هستم خوشحال خواهم شد نگاه سبز شما را هم داشته باشم

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:22 ق.ظ.

      دوست عزیز ممنون از اظهار لطفت.اما اجازه بده با نظرت کمی مخالف باشم.روش آزمون و خطا برای ما به نظرت کمی هزینه هایش بالا نیست!ما چند تا 18 تیر دیگه باید داشته باشیم تا راه را پیدا کنیم؟راستش من سعی کردم اتفاقا خیلی ایده آل گرایی نکنم و کاملاً کاربردی و با بیان یک پیشنهاد فوق العاده ساده عملگرایی را وارد کنم.در واقع هنوز هم بر این عقیده ام که دفاتر انجمن ما در دانشگاه ها اگر عنوز وجود داشته باشه به آن را می پسندیم.
      به وب شما سر زدم،نوشته زسبایتان را خواندم اما متاسفانه دچار نقص شده و نمی شه نظر دادوآن زمان هم که من در بلاگفا بودم با همین قالب یک چنین مشکلی برام پیش آمد.حالا یا دارید فیلتر می شین یا مشکل از قالب وبلاگ است.

      پاسخ

  7. نوشته شده توسط ourkiosk در مارس 16, 2010 در 7:30 ق.ظ.

    سال 89 سال مقاومت و استقامت…

    بابت نظرتون هم ممنون.

    پاسخ

  8. نوشته شده توسط زیتون در مارس 16, 2010 در 5:56 ق.ظ.

    سلام اگرزحمت نیست ازنظرات وبلاگ روزانه (سعید)مجددبازدیدکنید
    ——————–
    ……..تنفرداشتن علامت کم خونی وافسردگی وابتلابه سایراختلالات عصبی حتی نامنظمی دوره ومیگرن ودردهای عصبی عضلانی ومعده ودست چپ وسینه و…است خنده درمانی وشادی درمانی گرایشی علمی است یک کودک روانه 400مرتبه می خنددمابایدروزی یک ربع بخندیم وبرای خندیدن بایدبهانه داشت عیدبهانه است دیدوبازدیدبهانه است کسی که سردرلاک خودفرومیکندافسرده است عیدانرژی مثبت علیه این افسردگی است حتی دربرخی کشورها که زمستان نورکمتروافسردگی بیشتراست جشن نورباران علیه افسردگی بصورت مصنوعی برپامیکنند.

    عیدروزاسلام امام خمینی علیه اسلام تحجروگریه وناله واسلام مداحان کم سوادوآخوندهای بی سواداست که روزمیلادرسول اکرم هم درزیارت حضرت زینت مصیبت می خوانده اند عیدروزعلماعلیه روحانی هاست وعالم کسی است که عید رابهانه برای شادی میداندوشادی میکند
    روحانی به تعبیرشهیدشریعتی مربوط به فرهنگ ایرانی واسلامی نیست

    پاسخ

  9. نوشته شده توسط هاجر در مارس 15, 2010 در 8:14 ب.ظ.

    سلام
    بابت اطلاعاتی که دادی ممنون
    عازم مشهدم
    آمدم پیشاپیش سال نو را تبریک بگویم

    پاسخ

  10. نوشته شده توسط ناخدا در مارس 15, 2010 در 7:50 ب.ظ.

    توهمات بزرگان دین

    پاسخ

  11. نوشته شده توسط رها در مارس 15, 2010 در 9:55 ق.ظ.

    سلام [لبخند]
    با پست «بهار با تو می آید» منتظرم [گل]

    پاسخ

  12. نوشته شده توسط سعید در مارس 15, 2010 در 7:25 ق.ظ.

    درود بر شما دوست عزیز.با «چرایی شهادت سید احمد خمینی»به روزم.منتظر حضور سبزت هستم.
    جنبش دانشجویی یه زمانی به خاتمی میگفت «فریبا»چرا؟چون خیلی جاها جلوی حکومت کوتاه میومد در صورتی که برای اصلاحات اومده بود.
    یه وقتی میخوام تا بیشتر مطالبمو جمع بندی کنم و بزارم روی سایت.منتظرتم.

    پاسخ

  13. نوشته شده توسط کیوسک در مارس 14, 2010 در 4:18 ب.ظ.

    اول سلام.
    دوم اینکه به عقیده ی من جنبش دانشجویی در 4 سال اخیر پیشرفت خوبی در این زمینه داشته،شاید در سال 77 جنبش از روی احساسات عمل می کرد و در نتیجه در دام امیال اشخاص و احزابی قرار می گرفت که هر چند با نیت خیر ولی به اشتباه از دانشجویان و احساسات آنها برای اهدافشان سوء استفاده می کردند.مثلا یادم می آید تاجزاده چطور ما را جو زده می کرد و با سخنرانی های آتشینش ما را برای برآورده کردن اهداف مشارکت و مجاهدین به قولی مهیا می کرد.ولی پس ازمدتی که آرام می شدیم می دیدیم با آنکه خود را آگاه می دانستیم ولی چون اشخاص را الگویمان کرده بودیم به بیراهه رفتیم و اگر همان زمان بجای افراد دنبال اندیشه رفته بودیم الان چند سالی جلوتر بودیم.می خواهم بگویم اینکه تنها از دانشجو بخواهیم به دنبال اندیشه و آگاهی رود کافی نیست باید به کسانیکه به الگوی دانشجویان هم تبدیل شده اند یادآور شویم که از دانشجویان برای برآوردن امیال و اهداف کوتاه مدت خود استفاده نکنند.به عبارتی برای رسیدن به یک جامعه ی آرمانی باید تمام ارکان آن از دانشجویان تا کارگران و زنان و …. کوچک و بزرگ ،آگاه شویم تا آن منطقی که صحیح است بدست آید.در ضمن در کنار هم و هر یک به وظایف خود بیاندیشیم ولی جدا از هم یکدیگر را ندانیم.

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:25 ق.ظ.

      اینگونه که فهمیدم پس با کلیات نظر من موافقید.در ادامه نظرتان باید بگم مراد من جدا کردن جنبش دانشجویی از حرکت مردمی و دیگر صنوف نیست من بر این عقیده ام که این حرکت می باست دارای شناسنامه ای شود که به خردورزی و تعقل علاوه بر پرشور و انرژی دار و انرژی زا بودن حرکتها دیگر ،قابل استناد باشد.
      دوباره فیلتر شدید دوست عزیز!!

      پاسخ

  14. نوشته شده توسط امین در مارس 13, 2010 در 9:22 ب.ظ.

    با کلیات صحبت شما موافق هستم و این که دانشجو که باید خود مسیر دهنده ی افکار و احساسات مردم باشد خود در احساسات انان غوطه ور شده است و بعضا در ان غرق می شود ولی با این که علت توفیق نیافتن را حرکت های دانشجویی را الوده شدن انان به خواست های سیاسی و جناحی می پندارید کاملا مخالفم.اصلا لازمه ی هر نظام دموکراتیک و مدنی وجود احزاب که واسطه هایی بین مردم و قدرت هستند و باعث نظارت بیشتر و دخالت بیشتر مردم بر امور می شود است. حال اگر تشکل دانشجویی نماینده ی یک حزب و یا یک جناح باشد بد نیست ولی اسن بد است که این حمایت ها نه از روی منطق و اگاهی بلکه از روی احساسات و جو عمومی جامعه قرار گیرد که این معضلی بوده و هست
    ولی در مورد صحبت اولا شما لاز است بگویم نه انان نه فکر و نه احساس وهم در مورد ادعای خود دارند بلکه دقیقا عمل خود را منطبق بر خواست دین می دارند و جای هزار بار تاسف است

    پاسخ

    • نوشته شده توسط زهرا در مارس 18, 2010 در 6:35 ق.ظ.

      ممنون از نظرت آقای امین.من بیان نکردم طرفدار یک جناح بودن دانشجویان مطلوب نیست.مقصود من این بود که دانشجو نباید به واسطه امیال یک جناح که خود هنوز به آن خیلی واقف نیست اقدام کند.هر قدم او باید آگاهانه و سنجیده باشد.همان طور که خودتون هم حرف بنده را تصدیق کردید.دوست عزیزم «کیوسک» هم تا حدی ماجرای 18 تیر را اینگونه بیان کردند.اینطور که گفتند به نظر می آید از بچه های دانشجوی آن دوران بودند.به نظرم نظر ایشان هم قابل تامل باشد.
      ممنون از حضور سبزت دوست عزیز.سال پر بار و سبزی را برایت آرزومندم.

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.